متن های کوتاه زیبا
اما با اشتیاق برای صحنه ی اعدام جمع می شوند...
زیستن با این مردمان درناک است
***
خداوندا
خسته ام از فصل سرد گناه
دلتنگ روزهای پاکم
بارانی بفرست
چتر گناه را دور انداخته ام...
***
هر صبح ، پلک هایت فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند
سطر اول همیشه این است :
"خدا همیشه با ماست"
پس بخوانش با لبخند...
***
دنیای عجیبی شده
برای دروغ هایمان " خدا" را قسم میخوریم
و به حرف که میرسیم می شود " جان تو"
***
نماز زیاده خواندن کار پیرزنان است
روزه فزون داشتن صرفه جویی نان است
و حج نمودن تماشای جهان است
اما نان دادن کار مردان است
***
دهقان فداکار!
تو در روزگاری به دنیا آمدی که مردی برهنه می شد تا کودکان و زنان زنده بمانند
اما من در روزگاری نفس می کشم که زنی برهنه می شود تا کودکش نمیرد...
***
به آدم ها دل نده
تو که از خدایشان عاشق تر نیستی
آنان خدای خود را به نیمه نانی میفروشند
و تو را به نیمه شبی...
***
روزی روزگاری
خدا ما را آفرید تا " آدم" باشیم
قصه ی ما به سر رسید
خدا به خواستش نرسید
***
یادمان باشد
پیمان هایی را که در طوفان با خدا می بندیم
در آرامش فراموش نکنیم

